محمد على آزاد كشميرى

283

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

جودت ذهن و شور سروش و نمك كلام از جملهء يكه‌تازان و به نيكوئى تقرير و فصاحت تحرير ، محسود ابناى زمان بود . در جوانى ، او و برادرش سيد حسين به هند افتاده ، بعد از روانگى برادر چندى به شاه‌جهان‌آباد به تكليف ابو المنصور خان كه از اعاظم قزلباشيهء خراسان و به وزارت اعظم مفتخر بود اقامت نمود . بالاخره عازم وطن شد و در آن روزها راه كابل و قندهار مسدود بود ، وارد حيدرآباد دكن شد كه از آنجا روانه شود . نظام الملك آصف جاه كه از اعاظم هندوستان و فرمانفرماى دكن بود مقدم او را گرامى داشته در آنجا نگاه داشت . با آنكه بسى مشتاق عود به وطن بود ميسّرش نشد و در آنجا سكنى نمود ، اما هر قدر كه از نظام الملك تكليف خدمتى و منصبى به او رفت مقبول نيفتاد ، حتى به خدمات و مناصب مشروعه مانند صدارت و امثال آن سر فرود نياورد و تن درنداد و هرچند زمانه ناسازگار افتاد به مذلت و تبعيت و دنباله‌روى گردن ننهاد . پانزده شانزده سال قبل از وفات ، خلوت به مزاجش غالب آمده بالمره از خلق انقطاع ورزيد و در صومعه‌اى كه داشت دلقى درپوشيده به عبادت و حق‌طلبى ، بقيهء عمر را گذرانيد ، و در اين ظرف مدت ، پا از صومعه بيرون نگذاشت و اصلا پيرامون انتظام معاش وابستگان هم نگرديد و در آن باب فرزند اكبر خود سيد ابو القاسم را مختار كرده بود ، تا اينكه جنازهء او را از صومعه برآوردند و مدفون ساختند . نوّر اللّه مرقده . و اين مصيبت در شب دوشنبه بيست و چهارم جمادى الاولى سنهء اربع و تسعين و مائة بعد الالف ( 1194 ) اتفاق افتاد . ديوان برجسته و منشآت بليغه‌اش در آن ديار بر السنه و افواه جارى و « اقدس » تخلص آن برگزيدهء بارى است . از او دو پسر مخلف شد : سيد ابو القاسم و سيد زين العابدين » . غلامعلى آزاد بلگرامى كه معاصر مير رضى مذكور است در تذكرهء مآثر الكرام مىگويد كه : « اقدس تخلص مير رضى شوشترى است . ولد سيد نور الدّين شيخ الاسلام بلدهء شوشتر بود و منصب شيخ الاسلامى آن ديار از قديم الايام به آباء و اجداد او تعلق دارد . ولادت مير رضى در شوشتر سنهء ثمان و عشرين و مائة و الف ( 1128 ) واقع شد . از آغاز شعور ، دامن به كسب فضائل برزد و علوم عقلى و نقلى را در شوشتر از خدمت والد خود و بعض فضلاى آن ديار اخذ نموده بعد از آن شبديز سياحت ، جولان داد و اصفهان و قم و كاشان و ساير بلاد عراق عجم را تماشا كرد . در اين اماكن نيز به تحصيل علوم پرداخت . و ايضا عراق عرب را سير نمود و پيشانى سعادت در عتبات عاليات ماليد . آنگاه نطاق عزم به گلگشت هندوستان بربست و در سنهء تسع و اربعين و مائة و الف ( 1149 ) از بندر بصره به بندر سورت رسيد ، و ايامى در اين شهر توقف نموده از راه دريا سرى به ديار بنگاله كشيد و در سايهء عاطفت نواب شجاع الدوله ناظم بنگاله به صيغهء مصاحبت مدتى بسر برد ، و بعد از انتقال نواب مذكور ، رفاقت نواب مرشد قلى خان صوبه‌دار اوريسه برگزيد ، و چون مرشد قلى خان به دكن آمد ميرهم مرافقت نمود . بعد چندى از مرشد قلى خان جدا شده در ظلال مرحمت نواب آصف جاه - خديو كشور دكن - مدتى روزگار گذرانيد . چون مسلك او وارستگى و استغنا است آخر الامر دست از مصاحبت آصف جاه برداشته